نوای دلها

مجلس ترحیم|مداح مجالس ترحیم در اصفهان|09132054876 محمد صادق کاظمی

مجلس ترحیم|مداح مجالس ترحیم در اصفهان|اشعار پدر|اشعار مادر|.

مجلس ترحیم|مداح مجالس ترحیم در اصفهان|فایل صوتی مجلس ترحیم|

فایل های صوتی مداحی مجالس ترحیم

سایت نوای دلها اقدام به ماری جدید و هوشمندانه کرده که آن کار ساخت و طراحی فایل های مداحی مجالس ترحیم و ختم بوده است در زیر توضیح می دهیم

فایل صوتی مجلس ترحیم پدر شامل چندین فایل صوتی مربوط به ترحیم پدر است و بیشتر برای مجالس ترحیم ،هفته،چهلم سالگرد و.. به کار می رود و بیشتر برای اشخاصی طراحی و ساخته شده است که پدر را از دست داده اند و به هر نحوی دسترسی به قاری و مداح ندارند.

فایل صوتی مجلس ترحیم مادر شامل چندین فایل صوتی مربوط به ترحیم مادر است و بیشتر برای مجالس ترحیم ،هفته،چهلم سالگرد و.. به کار می رود و بیشتر برای اشخاصی طراحی و ساخته شده است که مادر را از دست داده اند و به هر نحوی دسترسی به قاری و مداح ندارند.

فایل صوتی مجلس ترحیم جوان شامل چندین فایل صوتی مربوط به ترحیم جوان است و بیشتر برای مجالس ترحیم سوم،هفته،چهلم سالگرد و.. به کار می رود و بیشتر برای اشخاصی طراحی و ساخته شده است که جوانی را از دست داده اند و به هر نحوی دسترسی به قاری و مداح ندارند.

مجلس ترحیم

تاریخچه مداحی مجلس ختم

 

برای سایر کاربردها ، به مراسم تدفین (ابهام زدایی) مراجعه کنید. چندین اصطلاح در اینجا هدایت می شوند. برای سایر کاربردها ، به آیین های تدفین (رمان) ، رمان آیین های دفن ، خدمات دفن (ابهام زدایی) ، فیلم مراسم مرگ ، آلبوم آیین های مرگ ، نمایش جشن زندگی مراجعه کنید.

اعضای اخوان دفن پراگ در اردوگاه مردی در حال مرگ نماز می خوانند (c 1772) ، موزه یهود ، پراگ

تشییع جنازه صومعه ای برای Schema-Archmandrite روسی Anastasi (پوپوف) (ارتدکس شرقی)
تشییع جنازه مراسمی است که با وضعیت نهایی یک جسد ، مانند یک خاکسپاری یا سوزاندن جنازه ، با تشریفات مراسم همراه مرتبط است. [1] آداب و رسوم تشییع جنازه شامل عقاید و آیین هایی است که یک فرهنگ برای یادآوری و احترام به مردگان ، از مداحی ، تا بناهای مختلف ، دعاها و آیین هایی که به احترام آنها انجام می شود ، مورد استفاده قرار می گیرد. آداب و رسوم بین فرهنگ ها و گروه های مذهبی متفاوت است. عزاداری های رایج دنیوی برای تشییع جنازه شامل عزاداری برای آن مرحوم ، بزرگداشت زندگی آنها و حمایت و همدردی با داغدیدگان است. علاوه بر این ، مراسم خاکسپاری ممکن است جنبه های مذهبی داشته باشد که هدف آن کمک به روح آن مرحوم برای رسیدن به زندگی پس از مرگ ، قیامت یا تناسخ مجدد است.

مراسم تشییع جنازه معمولاً شامل آیینی است که از طریق آن جنازه حالت نهایی را دریافت می کند. [2] بسته به فرهنگ و آیین ، این موارد می تواند شامل تخریب بدن (به عنوان مثال ، توسط سوزاندن بدن یا خاکسپاری آسمان) یا حفظ آن باشد (به عنوان مثال ، با استفاده از مومیایی یا زخم). اعتقادات مختلف در مورد تمیزی و رابطه بین جسم و روح در اعمال تدفین منعکس شده است. مراسم یادبود (یا جشن زندگی) یک مراسم تشییع جنازه است که بدون بقایای شخص متوفی انجام می شود.

کلمه تدفین از لاتین funus گرفته شده است که معانی مختلفی داشت از جمله خود جنازه و مراسم تشریفات جنازه. هنر تشییع جنازه هنری است که در ارتباط با دفن ، از جمله انواع مقبره ها ، و اشیا special مخصوص برای دفن مانند گل با جسد ساخته شده است.

آیین های تشییع جنازه به اندازه فرهنگ بشر قدمت دارد ، قبل از قدمت Homo sapiens مدرن و قدمت آن حداقل 300000 سال پیش است.  به عنوان مثال ، در غار شنیدار در عراق ، در غار پونتنویید در ولز و در سایر مناطق در سراسر اروپا و خاور نزدیک ،  باستان شناسان اسکلت های نئاندرتال را با یک لایه مشخص از گرده گل کشف کرده اند. از این دفن و احترام عمدی که به مردگان داده می شود ، چنین تفسیر شده است که عقاید مذهبی نئاندرتال ها بوده است ، اگرچه شواهد صریح نیست – در حالی که ظاهراً مردگان عمداً دفن شده اند ، جوندگان در حال فرو ریختن می توانند گل ها را معرفی کنند.

تحقیقات بین فرهنگی و تاریخی قابل توجه آداب و رسوم تشییع جنازه را به عنوان یک نیروی بسیار پایدار و قابل پیش بینی در جوامع مستند می کند.  آداب و رسوم تشییع با پنج نفرمشخص می شود: نمادهای قابل توجه ، اجتماع جمع شده ، اقدامات آیینی ، میراث فرهنگی و انتقال جنازه مرده (جسد).

بهائی
مراسم تشییع جنازه در آیین بهائی با مومیایی نکردن مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر ، ممنوعیت سوزاندن بدن ، استفاده از کریسولیت یا تابوت چوب سخت ، بسته بندی بدن در ابریشم یا پنبه ، دفن بیش از یک ساعت (شامل پروازها) از محل مرگ و غیره حلقه ای را روی انگشت آن مرحوم قرار داد که در آن نوشته شده بود ، “من از طرف خدا بیرون آمدم و به سوی او بازگشتم ، از همه او جدا شدم ، و به نام او ، بخشنده مهربان مهربان بودم.” مراسم تشییع جنازه بهائی همچنین شامل تنها نمازی است که به صورت گروهی خوانده می شود – نماز جماعت ، اگرچه بیشتر نماز توسط یک نفر در اجتماع خوانده می شود. مرتکب بهائی غالباً برخی از جنبه های مراسم تشییع جنازه بهائی را کنترل می کند ، زیرا ترک وصیت نامه برای بهائیان یک الزام است. از آنجا که روحانی بهائی وجود ندارد ، خدمات معمولاً تحت عنوان یا با کمک یک مجلس ختم معنوی محلی انجام می شود.

بودایی
مقاله اصلی: تشییع جنازه (بودیسم)
تشییع جنازه بودایی انتقال از زندگی به زندگی دیگر برای آن مرحوم است. همچنین این امر مرگ و میر خود را برای افراد زنده یادآوری می کند.

مسیحی

مراسم تشییع جنازه کاتولیک شرقی Syro-Malabar و بزرگوار Varghese Payyappilly Palakkappilly در 6 اکتبر 1929.
مجامع فرقه های مختلف مراسم مختلف تشییع جنازه را انجام می دهند ، اما بیشتر آنها شامل اقامه نماز ، خواندن کتاب مقدس از کتاب مقدس ، خطبه ، مجالس تعزیه یا مداحی و موسیقی است. [2] [9] با آغاز قرن بیست و یکم ، یکی از موضوعات مورد نگرانی استفاده از موسیقی غیر مذهبی در مراسم تشییع جنازه مسیحیان بود ، عرفی که عموماً توسط کلیسای کاتولیک روم ممنوع بود. [10]

دفن مسیحیان به طور سنتی در زمین های مقدس مانند حیاط کلیساها اتفاق افتاده است. به دلیل اعتقاد به زنده شدن مجدد بدن ، تدفین به جای یک فرآیند مخرب مانند سوزاندن بدن ، در بین مسیحیان یک روش سنتی بود. بعداً کرم سازی ها مورد استفاده گسترده قرار گرفت ، اگرچه برخی فرقه ها آنها را منع می کنند. کنفرانس اسقف های کاتولیک ایالات متحده گفت: “کلیسا با جدیت توصیه می کند که رسم متدینانه برای دفن اجساد متوفی رعایت شود ؛ با این حال ، کلیسا سوزاندن جنازه را منع نمی کند مگر اینکه به دلایلی مغایر با آموزه های مسیحی انتخاب شود” (قانون 1176.3) [11]

همچنین نگاه کنید به: دفن و خاکسپاری مسیحیان در جهان مسیحی

هندو
مقاله اصلی: آنتیستی
آنتیستی ، به معنای واقعی کلمه “آخرین آیین ها یا آخرین قربانی” ، به آیین های برگزاری مراسم مربوط به مراسم تدفین در آیین هندو اشاره دارد. [12] از آن بعضاً به عنوان آنتیما سامسکارام ، آنتیا-کریا ، آنواروهانیا یا وهنی سانسکارا یاد می شود.

یک هندو بزرگسال مرده سوزانده می شود ، در حالی که یک کودک مرده به طور معمول دفن می شود. [13] [14] گفته می شود که آداب و رسوم هماهنگی با این مقدمه مقدس انجام می شود که عالم کوچک همه موجودات زنده بازتابی از عالم بزرگ جهان است. [15] اعتقاد بر این است که روح (آتمن ، برهمن) جوهر جاودانه ای است که در آیین آنتیشتی آزاد می شود ، اما بدن و جهان هم در مکاتب مختلف هندوئیسم وسیله حمل و نقل و عبور هستند. آنها از پنج عنصر تشکیل شده اند: هوا ، آب ، آتش ، زمین و فضا. [15] آخرین آئین عبور ، بدن را به پنج عنصر و ریشه بازمی گرداند. [13] [15] ریشه های این باور در وداها یافت می شود ، به عنوان مثال در سرودهای ریگودا در بخش 10.16 ، به شرح زیر ،

آیین سوزاندن هندوها در نپال. سامسکارا در بالا جسد پیچیده شده با قرمز زعفران را روی یک گلدان نشان می دهد.
او را بسوزانید و کاملاً او را مصرف نکنید ، اگنی: بدن یا پوستش پراکنده نشود ،
ای همه آتش در اختیار شما ، وقتی او را بالغ کردید ، پس او را به سوی پدران بفرستید.
هنگامی که او را آماده کردی ، صاحب آتش ، پس او را به پدران واگذار ،
وقتی به زندگی منتظر خود دست یافت ، تابع خواست خدایان خواهد شد.
خورشید چشم تو را دریافت می کند ، باد تو پرانا (اصل زندگی ، نفس کشیدن). همانطور که لیاقت توست ، به زمین یا آسمان برومجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدراشعار مادر.
اگر قرعه تو است ، به آبها برو. برو ، خانه خود را در گیاهان با همه اعضای خود درست کن.

در میان هندوها ، جسد مرده معمولاً طی یک روز از مرگ سوزانده می شود. بدن را می شویند ، برای یک مرد یمجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعا ر پدر اشعار مادر یک بیوه در پارچه سفید می پیچند ، برای یک زن متاهل قرمز می کنند ، [14] دو انگشت پا را با یک رشته گره زده اند ، یک تیلاک (مارک قرمز) را روی پیشانی قرار می دهند. [13] جسد بزرگسال مرده توسط خانواده و دوستانش به محل سوزاندن در نزدیكی رودخانه یا آب منتقل می شود و بر روی یك پیست قرار می گیرد و پاها رو به جنوب است. [14] پس از آن پسر بزرگ ، یا یک عزادار مرد ، یا یک کشیش قبل از هدایت عملکرد تشریفات سوزاندن بدن ، غسل می کند. [13] [18] او غده چوب خشک را با بدن طواف می کند ، مداحی مجلس ترحیم می گوید یا در برخی موارد سرود می خواند ، دانه کنجد را در دهان شخص مرده قرار می دهد ، بدن و پیه را با قارچ (کره شفاف) می پاشید ، و سپس سه خط را نشان می دهد که یاما را نشان می دهد ( خدای مردگان) ، کالا (زمان ، خدای سوزاندن) و مردگان. [13] در حالی که عزاداران به عزاداری می پردازند ، پیک آتش زده می شود. خاکستر حاصل از سوزاندن سوزاندن به نزدیکترین رودخانه یا دریا تقدیس می شود. [18] پس از سوزاندن جنازه ، یک دوره عزاداری به مدت 10 تا 12 روز مشاهده می شود که پس از آن بستگان مرد فوری یا پسران متوفی سر خود را می تراشند ، ناخن های خود را کوتاه می کنند ، با کمک کشیش یا برهمن دعا می خوانند و از همه اقوام ، خویشاوندان دعوت می کنند ، دوستان و همسایگان برای یادبود آن مرحوم یک وعده غذایی ساده با هم بخورند. این روز ، در بعضی از جوامع ، روزی را نیز رقم می زند که به یاد مردگان غذا به فقیر و نیازمندان داده می شود.

دین زرتشت

اعتقاد به اینكه اجساد هنگام مرگ توسط ناسو آلوده شده اندمجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر ، بر تشریفات دفن زرتشتیان و آئین های تشییع جنازه تأثیر زیادی داشته است. دفن و سوزاندن اجساد ممنوع بود ، زیرا چنین اعمالی به ترتیب آفرینش های مقدس زمین و آتش را آلوده می کند (Vd. 7:25). چنان كه به خاك سپردن اجساد نگاه ناچيز بود ، نبش قبر “اجساد دفن شده را شايسته” دانستند. به همین دلایل ، “برج های سکوت” ساخته شد – سازه هایی مانند هوای آزاد ، آمفی تئاتر که در آن اجسادی قرار داده شده بود تا پرندگان لاشخور بتوانند از آنها تغذیه کنند.

Sagdīd ، به معنای “دیده شده توسط سگ” ، آیینی است که باید هرچه سریعتر پس از مرگ انجام شود. سگ قادر به محاسبه میزان شیطانی در درون جسد است و آلودگی را به دام می اندازد ، بنابراین ممکن است بیشتر گسترش نیابد و ناسو را از بدن بیرون کند (Denkard. 31). ناسو تا زمانی که توسط یک سگ دیده نشده باشد ، یا تا زمانی که توسط یک سگ یا یک پرنده لاشه خوار مصرف نشده باشد در درون جسد باقی می ماند (Vd. 7: 3). طبق فصل 31 Denkard ، دلیل مصرف مورد نیاز اجساد این است که تأثیرات شیطانی Nasu در داخل جسد موجود است تا اینکه ، پس از هضم ، بدن از شکل Nasa به تغذیه حیوانات تبدیل می شود. بدین ترتیب جسد به حیوانات تحویل داده می شود و از حالت بینی خراب شده به هیکسر تغییر می کند که “ماده خشک مرده” است و آلایندگی آن کمتر است.

مسیری که طی آن یک مراسم تشییع جنازه طی شده است نباید دوباره طی شود ، زیرا ناسو منطقه را پس از آن تحت تعقیب قرار می دهد ، تا زمانی که آئین های صحیح تبعید انجام شود (Vd. 8:15). فقط بعد از اینکه “یک سگ زرد با چهار چشم ، [b] یا یک سگ سفید با گوش های زرد” سه بار از مسیر عبور کرد ، ناسو از منطقه اخراج می شود (Vd. 8:16). اگر سگ ناخواسته از مسیر پایین برود ، باید 9 بار به عقب و جلو بروید تا اطمینان حاصل شود که ناسو رانده شده است (Vd. 8: 17-18).

قرار گرفتن در معرض آیین زرتشتیان در برابر مردگان اولین بار از نوشته های اواسط قرن پنجم قبل از میلاد مسیح هرودوت شناخته می شود ، که این رسم را در میان مهاجران ایرانی در آسیای صغیر مشاهده می کرد. در روایت هرودوت (Histories i.140) گفته می شود که این آیین ها “پنهانی” بوده است ، اما ابتدا پس از کشیده شدن جسد توسط پرنده یا سگ انجام شده است. سپس جسد را با موم مومیایی و در یک سنگر قرار دادند. [3]: 204

در حالی که کشف استخوان سازی در ایران شرقی و غربی از قرن 5 و 4 قبل از میلاد نشان می دهد که استخوان ها جدا شده اند ، اما این جدایی که از طریق قرار گرفتن در معرض آیین رخ داده را نمی توان فرض کرد: گوردخمه ها ، [20] جایی که اجساد را در موم پیچیده بودند ، نیز کشف شده است. مقبره های امپراطورهای هخامنشی در نقش رستم و پاسارگاد نیز به همین ترتیب ، حداقل تا زمان جمع آوری استخوان ها ، قرار گرفتن در معرض آنها نیست. طبق افسانه (که فردوسی در شاهنامه خود گنجانده است) ، زرتشت خود را در مقبره ای در بلخ (در افغانستان کنونی) دفن می کنند.

هرودوت با نوشتن فرهنگ ایرانیان ، آداب و رسوم دفن ایرانی را كه مجوسیان مخفی نگه داشته اند ، گزارش می دهد. با این حال ، او نوشت که می داند آنها جسد مرد نر را در معرض سگها و پرندگان شکاری قرار می دهند ، سپس جسد را در موم می پوشانند و سپس آن را دفن می کنند. [21] رسم هخامنشی برای مردگان در مناطق باختریه ، سغدیه و هیرکانیا ثبت شده است ، اما در غرب ایران چنین نیست.

آگاتیاس ، مورخ بیزانسی ، دفن سردار میر میهرو ساسانی را چنین توصیف کرده است: “مأموران مرمروس جسد وی را به دست گرفتند و آن را به مکانی خارج از شهر بردند و همانطور که بود ، به تنهایی و بر اساس عرف سنتی خود در آنجا گذاشتند. ، به عنوان زباله برای سگ و لاشه وحشتناک “.

برج ها اختراع بسیار متأخری هستند و اولین بار در اوایل قرن 9 میلادی به ثبت رسیده است. 62 به نظر می رسد رسم و رسوم آداب و رسوم پیرامون این عمل مربوط به دوران ساسانیان (قرن 3 – 7 م) است. آنها به طور مفصل از متمم Shyyest nē Shyyest ، دو مجموعه Revayats و دو Saddars شناخته می شوند.

اسلامی
مقاله اصلی: تشییع جنازه اسلامی

تشییع جنازه الجزایر در سال 1779
تشییع جنازه ها در اسلام (به زبان عربی جانازا نامیده می شود) از آداب نسبتاً خاصی پیروی می کند. در همه موارد ، شرع (قانون دینی اسلامی) خواستار تشییع جنازه است ، و قبل از آن یک مراسم ساده شامل غسل و کفن بدن و به دنبال آن نماز (نماز) وجود دارد.

آیین های تدفین باید در اسرع وقت انجام شود و شامل موارد زیر باشد:

غسل دادن بدن مرده با آب ، کافور و برگهای نیلوفر آبی ، [22] به جز در شرایط فوق العاده ای مانند نبرد. [23]
پوشاندن بدن مرده در یک پارچه پنبه ای یا پارچه ای سفید به جز موارد خارق العاده مانند جنگ. در چنین مواردی لباس جسد تغییر نمی کند. [24]
خواندن نماز میت در همه موارد برای یک مسلمان.
دفن جسد میت در گور در همه موارد برای یک مسلمان.
موقعیت متوفی را طوری قرار دهید که وقتی صورت یا بدن به سمت راست چرخانده می شود ، رو به مکه باشد.
مدت عزاداری 40 روز است.

الف) پیام تسلیت مداح درابتدای جلسه ختم:

 

درابتدا برخود وظیفه میدانم از طرف بازماندگان  عزیزمجلس ترحیم بنام(سببی ونسبی)

Your Content Goes Here

ازاین همه ابراز محبت، تشریک مساعی،واظهار همدردی یکایک سروران معظم، خواهران وبرادرانی که ازراه های دور ونزدیک قدم رنجه  کردند وباحضورشون مجلس(سومین روزدرگذشت) این مرحوم(مرحومه)رازینت دادند  تقدیر وتشکر کنم ،انشالله عزیزان داغدیده در مراسمات شادی وهم چنین بدرقه واستقبال سفرهای زیارتی شما جبران محبت های شما عزیزان رابنمایند ومتقابلاازلسان گرم شما بزرگواران این مصیبت را به دودمان محترم ومعزز معزا تسلیت عرض مینمایم واز درگاه ایزد منان برای عزیزسفرکرده غفران وبرای بازماندگانش صبر واجر صبررا مسالت دارم

الف) عرض تسلیت از طرف مداح ومردم به خانواده داغدیده مجلس ترحیم

سلا م علیکم ورحمه لله

انا لله وانا الیه الراجعون

هما ن طوری که مستحضر هستید   مجلس ترحیم  مجلس بپاس هفتمین روز درگذشت پدری مهربان ودلسوز وزحمتکش بنام فلان. فلانی این مصیبت وارده را بنده ازطرف خودم واز طرف مهمانانی که ازراه دور و نزدیک ازشهرستا ن های همجوار شرفیاب شده اند به همسر به فرزندان این مرحوم تسلیت عرض می کنیم واز خداوند منان برای شما داغدیدگان صبر وبرای عزیز ازدست رفته طلب امرزش می طلبیم متقابلا از طرف داعدیدگان از مهمانهای محترم تقدیر وتشکر راداریم ما بتوانیم درشادی های شما عزیزان شرکت وذره ای از محبت شما را.جبران کنیم

ب)نمونه هایی از جملات عربی مجلس ترحیم

 

عرض ادب به امام زمان(عج):« یَا رَبَّ الْحُسَیْن ، بِحَقِّ الْحُسَیْن ، اِشْفِ صَدْرَالْحُسَیْن ، بِظُهُورِالْحُجَّه.»

مناجاتی :«یَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِیَّهِ ـ یَا بَاسِطَ الْیَدَیْنِ بِالْعَطِیَّهِ ـ یَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِیَّهِ ـ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَیْرِ الْوَرَى سَجِیَّهً ـ وَ اغْفِرْ لَنَا یَا ذَا الْعُلَى فِی هَذِهِ الْعَشِیَّه»[۳]

مناجاتی :اِلَهِی قَلْبِی مَحْجُوبٌ ، وَ نَفْسِی مَعْیُوبٌ ، وَ عَقْلِی مَغْلُوبٌ ، وَ هَوَائِی غَالِبٌ ، وَ طَاعَتِی قَلِیلٌ ، وَ مَعْصِیَتِی کَثِیرٌ ، وَ لِسَانِی مُقِرٌّ بِالذُّنُوبِ ، فَکَیْفَ حِیلَتِی ، یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ ، وَ یَا عَلّامَ الْغُیُوبِ ، وَ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ ، اغْفِرْ ذُنُوبِی کُلَّهَا ، بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، یَا غَفَّارُ یَا غَفَّارُ یَا غَفَّارُ ، بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.[۴]

مناسب مجالس ختم: عَنِ النَّبِیِّ (ص) أَنَّهُ قَالَ : مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَکْمِلَ الْإِیمَانِ ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَکُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّهِ ثُمَّ مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ یُزَفُّ إِلَى الْجَنَّهِ کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى بَیْتِ زَوْجِهَا ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ فُتِحَ لَهُ فِی قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَى الْجَنَّهِ ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِکَهِ الرَّحْمَهِ ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَى السُّنَّهِ وَ الْجَمَاعَهِ .

صاحب کشاف از پیامبر اکرم نقل میکند که فرمود: هر کس بر محبت آل محمّد از دنیا برود شهید مرده ـ متوجه باشید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد آمرزیده است ـ توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با توبه از دنیا رفته ـ هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با ایمان کامل از دنیا رفته ـ و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد ملک الموت باو بشارت بهشت میدهد بعد از او نکیر و منکر ـ هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد چنان با جلال او را به بهشت میبرن

د مانند عروسى‏که فایل صوتی مجلس ترحیم مادر بخانه شوهر میرود ـ هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد دربى از قبرش به بهشت گشوده مى‏شود ـ توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد خداوند قبر او را جایگاه زیارت ملائکه رحمت قرار میدهد ـ هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد بر راه و روش پیامبر و جماعت مؤمنین مرده .

 

أَلَاوَمَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَکْتُوبٌ بَیْنَ عَیْنَیْهِ آیِسٌ مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ ـ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ کَافِراً ـ أَلَاوَمَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یَشَمَّ رَائِحَهَ الْجَنَّه.[۵]

هر کس با کینه آل محمّد بمیرد روز قیامت که مى‏آید بر پیشانى او نوشته است: مأیوس از رحمت خداست. ـ هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد کافر از دنیا رفته ـ و هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد بوى بهشت را استشمام نخواهد کرد.

 

ج )  شعر پند آمیز

یکی از مهمترین بخشهای مجالس ختم و فایل صوتی مجلس ترحیم جوان، بخشی است که در آن اشعار پند آمیز خوانده می شود. چراکه یکی از فلسفه های برگزاری این مجالس ، تنبه و تذکر بازماندگان است و چون اقشار مختلف ـ حتی کسانی که اهل هیأت و پای منبر نشستن نیستند ـ در آن شرکت می کنند مداح بایستی از فرصت به دست آمده به احسن وجه استفاده نماید و پیام معنوی خود را برساند.

 

در ارائه این بخش توجه به چند نکته لازم به نظر می رسد:

 

بهتر است پند در همان قالب اشعار کنایی صورت بگیرد.

از نصیحت صریح پرهیز کنید که احتمال می رود نتیجه معکوس بدهد ولذا هنگام شرح اشعار ، خودتان را خطاب قرار دهید تا مستمع ، به صورت غیر مستقیم پیام شما را دریافت نماید.

استفاده از آیات و روایات پند آمیز در شرح اشعار بسیار مؤثر است. مانند؛

 

ـ از امام حسن مجتبی علیه السلام سوال کردند علت ترس ما از مرگ چیست . امام فرمودند چون خانه دنیا آباد است و خانه آخرت ویران . طبیعتاً هر کس از خانه آباد بخواهد به خانه ویران برود مضطرب و نگران و ترسان است .

 

ـ امام حسن مجتبی در مجلس ختم شخصی شرکت کرده بودند هنگام خروج به برادر مرحوم فرمودند: فلانی اگر مرگ برادرت باعث تنبه (‌یعنی بیداری از غفلت )‌و تذکر و بیداری تو شد فبها ، و الا مصیبت غفلت تو از مصیبت مرگ برادرت بالاتر است .

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی

تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق

هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد

آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد

باله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر

کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود

در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود

در دل مدار، هیچ که زیر و زبر شوی

گر در سرت هوای وصال است حافظا

باید که خاک درگه اهل هنر شوی

یکی از محافلی که به مناسبت درگذشت عزیزان از دست رفته ، برگزار می گردد مجالس ختم است، معمولا این محافل به عنوان سوم ، هفتم ، چهلم و سالگرد برگزار می گردد ، که آداب مخصوص به خود را دارد.

 

چارچوب کلی برنامه مجالس ختم به شرح زیر است:

قرائت قرآن

مداحی

قرائت سوره الرحمن

سخنرانی

و عجل اللهم…

 

قرائت قرآن

مجالس ختم باقرائت قرآن آغاز می گردد و قبل از شروع قرآن معمول است که مناسبت برگزاری مجلس ذکر شده و برای شخص از دنیا رفته فاتحه و صلواتی قرائت می گردد.

 

نکات مورد توجه در قرائت قرآن

بهتر است بخش قرائت قرآن توسط قاریان محترم ـ که به قواعد صحیح قرائت آشنایی دارند ـ صورت بگیرد، ولی در صورت لزوم و نبودن قاری ، معمول است که ذاکرین اهلبیت(ع) به قرائت قرآن می پردازند.

 

از سوره ها و آیات مرتبط با مرگ ، قبر و قیامت استفاده شود. مثل؛

 

آیات ۱۸۵ ـ ۲۰۰ سوره آل عمران .

 

آیات ۹۷ ـ ۱۱۸ سوره مؤمنون.

 

آیات ۵۶ ـ ۶۹ سوره عنکبوت.

 

آیات ۴۲ ـ ۷۵ سوره زمر.

 

سوره ق.

 

سوره واقعه.

 

روخوانی ، روانخوانی و تجوید صحیح رعایت شود.

آیات ، با نغمات و دستگاههای قرآنی قرائت گردد نه با الحان مداحی. چراکه در روایات نقل شده است که قرآن را با الحان و آوای عرب تلاوت نمایید.[۱]

قرائت قرآن، برای گرفتن فاتحه ، اعلام خیر مقدم ، تعارف به تناول میوه ها و … قطع نگردد.

خوب است از وقت قرائت قرآن ، زمانی برای خواندن ترجمه تفسیری آن اختصاص داده شود تا مستمعین از محتوای آیات قرائت شده بهره کافی را ببرند.

قبل از شروع قرائت ، برای پیشگیری از صحبت و بی توجهی احتمالی مستمعین هنگام قرائت قرآن ، آیات و روایات مرتبط در اهمیت سکوت و توجه ، هنگام خوانده شدن قرآن ، بیان گردد. مثل آیه : «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»[۲]

 

ه)نمونه تخلص روایی

پیغمبر فرمود در مصائبتان به یاد ما آل الله گریه کنید .

امام رضا علیه السلام فرمود: “یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْنِ[۶]” ای فرزند شبیب اگر می خواهی برای چیزی گریه کنی برای حسین گریه کن . کسی که بر حسین گریه کند جایگاهش در بهشت کنار معصومین خواهد بود .

امام صادق علیه السلام فرمودند : در تمام مصیبت ها صبر کردن و جزع و فزع نکردن ثواب دارد مگر در مصیبت جد ما ابا عبدالله الحسین علیه السلام که هرچه جزع و فزع بیشتر باشد فضیلتش بالاتر است.

نحوه اداره مجالس ختم :

 

اولا عمده کار مداح در ختم (سوم هفتم چهلم سالگرد)به این گونه است که ابتدا به نحوی در گذشت آن مرحوم را به بازماندگانش تسلیت گفته واز حضارمجلس تشکر کند مثلا بگوید انعقاد مجلس به مناسبت در گذشت مرحوم مغفور شادروان خلدآشیان ….می باشد که جادارد از طرف خود ویکایک شما عزیزان مصیبت وارده را به خانواده های ….. .همچنین اقازاده ها آقا…

خواهران ….

وهمسر داغدیده اش برادرانش آقا…

 

تسلیت عرض نموده متقابلا از طرف صاحبان عزا از همه عزیزانی که از راههای دور ونزدیک قدم رنجه کردند کمال تشکر وقدردانی به عمل می آوریم در نظر داشته باشیم که ادبیات گفتاریمان کاملا صحیح باشد چون معمولا همه نوع شخصی از قبیل افراد با سواد استاد دانشگاه مهندس و..

حضور دارند نکته اینکه در بعضی مجالس مستمعین چون زیادند ومی خواهند زودتر بروند دنبال بهانه ای هستند تا سریعتر برخیزند معمولا در مجالس تشکر از مردم باید در آخر کار مداحی باشد والا در اول کار عده ای مردند ومجلس به هرج ومرج می افتد.حال بعد از آن مقدمه معمولا شعری در مذمت دنیا وگذرا بودن آن می خوانند

(پندیات) وسپس چند بیت شعر پدر یا مادر …

 

می خوانیم ومیتوانیم روایتی یا حدیثی در جایگاه ومقام واحترام پدر ومادر بگوییم والبته گل کار که دشتی خوانی می باشد را بعد ازآن هرگز فراموش نکنیم وبعد با چندبیتی کوتاه از مدح مولا اگر متوفی مرد باشد یا مدح حضرت زهرا اگر زن باشد ویا امام حسین اگر متوفی هیئتی باشد بخوانیم وبا گریز کوتاه به کربلا وروضه ای(مانند:شما  داغ پدر دیدید همه شمارا تسلا دادند تسلیت گفتند اما دلا بسوزه برای آن خانمی که کنار بدن بابا صدا زد بابا برخیز ببین دارن عمه ام رو تازیانه می زنند.) کار را تمام کند که البته با تک بیتی هایی مانند :

 

پرروانه سوخت شمع فروماند وشب گذشت

 

ای وای من که قصه دل ناتمام ماند

 

کار را باتسلیت وتشکری دیگربه اتمام رساند.

 

نکته در مجالسی که داغ سنگین تر است مانند مجالس ختم جوان یا مجالس سوم که نسبت به هفتم وچهلم کمتر باید پندیات خواند وبیشتر اشعار مناسب با روحیه فرد مصیبت دیده مانند پدر مادر .. خوانده شود ولی در مجالسی که کمی فرد مصیبت دیده آرام تر است و باور مصیبت برایش آسان تر شده مانند سالگرد بالعکس می باشد .

قرائت سوره الرحمن

پس از مداحی نوبت به قرائت سوره الرحمن می رسد که معمولا تا آیه “کُلُّ مَن عَلَیهَا فانٍ” ادامه پیدا می کند. هنگام قرائت سوره الرحمن وقتی آیه “فَبِأی آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبان” خوانده می شود ، مستحب است جمله؛ “لَا بِشَیْ‏ءٍ مِنْ آلَائِکَ رَبِّ أُکَذِّبُ”[۸]قرائت شود. به همین دلیل در برخی محافل ، مستمع پس از قرائت آیه مذکور ، این جمله را قرائت می کند. خوب است قاری نیز این جمله را با مستمعین تکرار نماید.

 

سخنرانی

پس از قرائت قرآن نوبت به سخنرانی پند آمیز و موعظه می رسد که توسط روحانیون محترم برگزار می گردد، در این بخش به موضوعاتی راجع به سکرات موت ، شب اول قبر و سؤال نکیرین، عالم برزخ، قیامت و… پرداخته می شودونهایتا باذکرتوسل به اهلبیت(ع) به پایان می رسد.

 

نکته قابل ذکر اینکه بعضی از مجالس ترحیم بدون سخنرانی برگزار می شود و تمام وقت به قرائت قرآن و مداحی می گذرد . مداحان اهلبیت(ع) حتماً به صاحبان مجلس تأکید کنند که این بخش نباید حذف گردد ؛ چراکه به واسطه حذف این بخش ، یکی از فلسفه های برگزاری مجالس ترحیم ـ که همان تذکر و تنبه بازماندگان است ـ دچار خلل می شود بلکه باید بیشترین همت صاحبان عزا صرف این بخش گردد تا میت و بازماندگان و شرکت کنندگان در مجلس بهره کافی و وافی را از مجلس ترحیم ببرند.

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و

 

این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی

 

اوسـت درگذشت…..گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از

 

درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم

نحوه اداره مجالس ختم :

اولا عمده کار مداح در ختم (سوم هفتم چهلم سالگرد)به این گونه است که ابتدا به نحوی در گذشت آن مرحوم را به بازماندگانش تسلیت گفته واز حضارمجلس تشکر کند مثلا بگوید انعقاد مجلس به مناسبت در گذشت مرحوم مغفور شادروان خلدآشیان ….می باشد که جادارد از طرف خود ویکایک شما عزیزان مصیبت وارده را به خانواده های ….. .همچنین اقازاده ها آقا…
خواهران ….
وهمسر داغدیده اش برادرانش آقا…

تسلیت عرض نموده متقابلا از طرف صاحبان عزا از همه عزیزانی که از راههای دور ونزدیک قدم رنجه کردند کمال تشکر وقدردانی به عمل می آوریم در نظر داشته باشیم که ادبیات گفتاریمان کاملا صحیح باشد چون معمولا همه نوع شخصی از قبیل افراد با سواد استاد دانشگاه مهندس و..
حضور دارند نکته اینکه در بعضی مجالس مستمعین چون زیادند ومی خواهند زودتر بروند دنبال بهانه ای هستند تا سریعتر برخیزند معمولا در مجالس تشکر از مردم باید در آخر کار مداحی باشد والا در اول کار عده ای مردند ومجلس به هرج ومرج می افتد.حال بعد از آن مقدمه معمولا شعری در مذمت دنیا وگذرا بودن آن می خوانند
(پندیات) وسپس چند بیت شعر پدر یا مادر …

می خوانیم ومیتوانیم روایتی یا حدیثی در جایگاه ومقام واحترام پدر ومادر بگوییم والبته گل کار که دشتی خوانی می باشد را بعد ازآن هرگز فراموش نکنیم وبعد با چندبیتی کوتاه از مدح مولا اگر متوفی مرد باشد یا مدح حضرت زهرا اگر زن باشد ویا امام حسین اگر متوفی هیئتی باشد بخوانیم وبا گریز کوتاه به کربلا وروضه ای(مانند:شما داغ پدر دیدید همه شمارا تسلا دادند تسلیت گفتند اما دلا بسوزه برای آن خانمی که کنار بدن بابا صدا زد بابا برخیز ببین دارن عمه ام رو تازیانه می زنند.) کار را تمام کند که البته با تک بیتی هایی مانند :

پرروانه سوخت شمع فروماند وشب گذشت

ای وای من که قصه دل ناتمام ماند

کار را باتسلیت وتشکری دیگربه اتمام رساند.

نکته در مجالسی که داغ سنگین تر است مانند مجالس ختم جوان یا مجالس سوم که نسبت به هفتم وچهلم کمتر باید پندیات خواند وبیشتر اشعار مناسب با روحیه فرد مصیبت دیده مانند پدر مادر .. خوانده شود ولی در مجالسی که کمی فرد مصیبت دیده آرام تر است و باور مصیبت برایش آسان تر شده مانند سالگرد بالعکس می باشد .
قرائت سوره الرحمن
پس از مداحی نوبت به قرائت سوره الرحمن می رسد که معمولا تا آیه “کُلُّ مَن عَلَیهَا فانٍ” ادامه پیدا می کند. هنگام قرائت سوره الرحمن وقتی آیه “فَبِأی آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبان” خوانده می شود ، مستحب است جمله؛ “لَا بِشَیْ‏ءٍ مِنْ آلَائِکَ رَبِّ أُکَذِّبُ”[۸]قرائت شود. به همین دلیل در برخی محافل ، مستمع پس از قرائت آیه مذکور ، این جمله را قرائت می کند. خوب است قاری نیز این جمله را با مستمعین تکرار نماید.

سخنرانی
پس از قرائت قرآن نوبت به سخنرانی پند آمیز و موعظه می رسد که توسط روحانیون محترم برگزار می گردد، در این بخش به موضوعاتی راجع به سکرات موت ، شب اول قبر و سؤال نکیرین، عالم برزخ، قیامت و… پرداخته می شودونهایتا باذکرتوسل به اهلبیت(ع) به پایان می رسد.

نکته قابل ذکر اینکه بعضی از مجالس ترحیم بدون سخنرانی برگزار می شود و تمام وقت به قرائت قرآن و مداحی می گذرد . مداحان اهلبیت(ع) حتماً به صاحبان مجلس تأکید کنند که این بخش نباید حذف گردد ؛ چراکه به واسطه حذف این بخش ، یکی از فلسفه های برگزاری مجالس ترحیم ـ که همان تذکر و تنبه بازماندگان است ـ دچار خلل می شود بلکه باید بیشترین همت صاحبان عزا صرف این بخش گردد تا میت و بازماندگان و شرکت کنندگان در مجلس بهره کافی و وافی را از مجلس ترحیم ببرند.
پیام تسلیت.

انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای

فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را

می سراید» درگذشت( …..) گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده

برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم
كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ
ضایعه درگذشت مادربزرگ مهربان و
مومنتان را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم خداوند متعال روح پاکش را با سرورش فاطمه
زهراء محشور نماید و به بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید

مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتمزده بـه انتظار بنشیند و

این ، بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی

اوسـت درگذشت…..گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده برایشان از

درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم

رو به قبله سلام بر حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) با این جملات:

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا اَبَاعَبْدِالله ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ الله ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنین ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابنَ فَاطِمَهَ الزَّهْراء سَیِّدَهِ نِساءِ الْعَالَمیِن ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ جَمیِعاً وَ رَحْمَهُ اللهِ و بَرَکَاتُه.

رو به حرم امام رضا(ع) سلام بر آن حضرت با این جملات :

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْاِمَامُ الْغَریِب ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْاِمَامُ الشَّهیِد ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْاِمَامُ الرَّئوُف ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَمْسَ الشُّمُوس أَلْمَدْفُون بِأَرْضِ طُوس ـ اَلسُلطَان یَا عَلِیَّ بْنَ مُوسیَ الرِّضاَ الْمُرتَضی عَلَیْکَ آلافُ التَّحِیهِ وَالثَّناء وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُه.

رو به قبله سلام بر امام زمان(عج) با این جملات :

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا شَریِکَ الْقُرْآن ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا قَاطِعَ الْبُرْهَان ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا اِمَامَ الْإنْسِ وَ الْجَانّ ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا صَاحِبَ الْعَصْرِ وَ الزَّمَان ـ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَک وَ سَهَّلَ اللهُ مَخْرَجَک ـ اَلسَّلامُ عَلَیْکُم جَمیِعاً وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَکَاتُه. “رَحِمَ اللهُ مَنْ قَرِءَ الْفَاتِحَهَ مَعَ الصَّلَوَات

 

 

توجه به این نکته ضروری است که یکی از حکمت های شرکت در مراسم عزاداری آن است که انسان را به یاد خدا و قیامت انداخته و او را از دلبستگی به دنیا بازدارد، حال اگر مراسم ختم، مانند مهمانی باشکوهی برگزار شود که در آن غذاهای رنگارنگ تهیه شده و در اختیار مهمانانی قرار گیرد که خود را آن چنان آراسته اند که گویا به جشنی پا می گذارند، آیا می توان آن را یادآور آخرت دانست؟ و آیا اساساً سزاوار است که مراسم ختم، به همراه پذیرایی باشد؟!

”امام صادق (ع) در مجلس گروهی عزادار وارد شده و خطاب به آنان اظهار داشتند: پروردگار، مصیبت وارد شده بر شما را جبران فرموده، به جبران صبر و تحملتان پاداش خوبی به شما داده و شخص متوفی را نیز در سایه رحمت خویش قرار دهد. سپس از مجلس خارج شدند.”‌[1]

این روایت نشانگر آن است که باید مراسم را به سادگی برگزار کرده و آشنایان و دوستان به ابراز همدردی بسنده کرده و اگر به دلایلی چون برگرداندن آرامش روحی آنها، تصمیم به حضور بیشتر در کنار آنان دارند، نباید به خانواده مصیبت دیده این اجازه را بدهند که برای پذیرایی از آنها دچار تکلف و دردسر شوند، بلکه باید تلاش کنند که در این مدت، این خانواده ها حتی دغدغه خورد و خوراک خویش را نیز نداشته باشند! امام صادق (ع) می فرماید: ”غذا خوردن نزد مصیبت دیدگان از رفتار و کردار زمان جاهلیت است و سنت اسلامی آن است که غذای آنان از سوی دیگران فراهم شود، همان گونه که پیامبر(ص) در مورد جعفر بن ابی طالب، چنین رفتاری را در پیش گرفت”‌.[2]
در بسیاری از موارد، در این رفتارهای تجملاتی بیش از آن که به تسلای خاطر صاحبان مصیبت اندیشیده شود، گویا موقعیتی به دست آمده که برخی افراد، ثروت، هنر، مقام و … خویش را در معرض تماشای آنها و دیگران گذاشته و از آن لذت ببرند. طبیعی است که چنین رفتاری مورد تأیید دین مقدس اسلام نیست
اکنون باید قضاوت کنیم که رفتار امروز جامعه ما منطبق با سنت های اسلامی است و یا سنت های جاهلیت؟!

ما متأسفانه در بیشتر موارد به این سنت اسلامی عمل نکرده و به جای آن که باری از دوش مصیبت دیدگان برداریم، سربار آنها شده و هزینه های سرسام آوری را بر دوششان تحمیل می کنیم و حتی اگر آنان مشکلی از لحاظ مالی نداشته باشند، دغدغه فکری چگونگی پذیرایی از مهمانان خوانده و ناخوانده، آنان را رنج خواهد داد.

در مقابل، خود نیز متحمل هزینه هایی چون خریدن تاج گل های گران قیمت، اعلام تسلیت در قالب تابلوها، اوراق تبلیغاتی و …. می شویم که نه سودی به متوفی خواهد رساند و نه به خانواده آنها، بلکه موجب آزار و شرمندگی افرادی خواهد شد که توانایی مالی انجام چنین هزینه هایی را نداشته و با این وجود، قصد اعلام همدردی با مصیبت دیدگان را دارند!

در بسیاری از موارد، در این رفتارهای تجملاتی بیش از آن که به تسلای خاطر صاحبان مصیبت اندیشیده شود، گویا موقعیتی به دست آمده که برخی افراد، ثروت، هنر، مقام و … خویش را در معرض تماشای آنها و دیگران گذاشته و از آن لذت ببرند. طبیعی است که چنین رفتاری مورد تأیید دین مقدس اسلام نیست.

نتیجه آن که شرکت ما در مراسم ختم، باید دست کم سه نتیجه مثبت به دنبال داشته باشد که یکی از آنها آرامش دادن به مصیبت دیدگان و دیگری عبرت گرفتن خویش و دل نبستن به دنیای فانی و سوم هم موجب بالا رفتن درجه متوفی است و هر چه که در این راستا نباشد، نمی تواند رفتاری مثبت به شمار آید.

البته تذکر این نکته نیز مفید است که آنچه در مورد لزوم تغییر عرف موجود گفته شد، هدفی آرمانی است که باید به دنبال آن باشیم و گرنه ممکن است در شرایط خاصی و از باب اهم و مهم، رفتار بر اساس سنت های موجود فعلی ایرادی نداشته باشد. به عنوان نمونه، گرچه غذا خوردن نزد مصیبت دیدگان، رفتاری بازمانده از زمان جاهلیت است، اما اگر ترک مجلس، توهینی به صاحبان عزا تلقی شده و یا موجب رنجش خاطری شود که هدف اولیه ما از تسلای خاطر به آنان را زیر سؤال می برد، ایرادی نخواهد داشت که در این مورد خاص، رضایت خاطر آنان را جلب کنیم.

تهیه تاج گل و تابلو نیز از همین موارد است و نمی توان به صورت کلی آن را تأیید کرد، به ویژه اگر ناشی از فخر فروشی، تکبر و …باشد، اما در برخی شرایط خاص که می توان آن را تشخیص داد، ممکن است اشکال شرعی نداشته و هزینه ای را که احیاناً به سازمانی خیریه و به نیت متوفی پرداخت می شود، حکم صدقه داشته و روحش از آن بهره مند شود، اما باید هدف گیری کلی ما به سمتی باشد که این سنت نادرست را از جامعه اسلامی خود محو نموده و سنت های مناسب تری را جایگزین نماییم.
بر خلاف آنچه برخی تصور می کنند، نیت الهی و خالص همواره با پنهان داشتن رفتار نیک به دست نمی آید، اگر چه در پاره ای از عبادات فردی و ارتباطات معنوی با خداوند، خلوت کردن با حضرت دوست، آثار بهتری برای بنده دارد، اما در بخشی از عبادات اجتماعی، آشکار کردن عمل، ثواب بیشتری داشته و برخی از اعمال، اساساً نمی توانند به صورت مخفیانه انجام شوندکه شرکت در مراسم عزاداری و تسلیت گویی به صاحبان عزا از این سنخ است
آداب مجالس عزاداری

مجالس عزاداری اموات و مردگان دارای آدابی است که در ذیل به آنها اشاره می شود:
1- نشان دادن خود به صاحبان عزا در مراسم عزاداری:

یکی از رفتارهای اجتماعی که از طرف اسلام، تأکید فراوانی بر آن شده و به نوعی در زمره عبادات قرار گرفته است، تسلیت گفتن به صاحبان عزا است که یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده اند. از پیامبر اسلام (ص) نقل است: ”هر که اندوهناکی را تسلیت گوید، خداوند در روز قیامت به او احترام کرده، لباس زیبایی را بر او خواهد پوشاند”‌.[3]

طبیعی است که هر چه تعداد تسلا دهندگان بیشتر باشد و هر چه دوستان و آشنایان بیشتری در مراسم ختم شرکت کنند، آرامش خاطر بیشتری نصیب مصیبت دیدگان خواهد شد؛ به همین دلیل، سزاوار است که انسان تنها به شرکت مخفیانه در مراسم ختم بسنده نکند، بلکه تلاش داشته باشد تا خود را به نحوی به صاحبان عزا نشان دهد و آنها را از همدردی خود آگاه کند. چنین رفتاری به دلیل آن که نوعی عبادت اجتماعی است، هیچ منافاتی با خلوص نیت نداشته و از مصادیق ریاکاری به شمار نمی آید، بلکه در روایات نیز بر آن تأکید شده است.

امام صادق (ع) در این باره می فرماید: ”التعزیة الواجبة بعد الدفن و قال کفاک من التعزیة أن یراک صاحب المصیبة”‌؛[4] تسلیت دادن به خانواده مردگان که واجبی دینی است،[5] باید بعد از دفن مرده انجام شود و کمترین مقدار تسلیت آن است که (در مجلسی حاضر شوی تا) صاحب عزا تو را ببیند.

بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که نشان دادن خود به صاحبان عزا را نمی توان خودنمایی منفی ارزیابی کرد.

بر خلاف آنچه برخی تصور می کنند، نیت الهی و خالص همواره با پنهان داشتن رفتار نیک به دست نمی آید، اگر چه در پاره ای از عبادات فردی و ارتباطات معنوی با خداوند، خلوت کردن با حضرت دوست، آثار بهتری برای بنده دارد، اما در بخشی از عبادات اجتماعی، آشکار کردن عمل، ثواب بیشتری داشته و برخی از اعمال، اساساً نمی توانند به صورت مخفیانه انجام شوندکه شرکت در مراسم عزاداری و تسلیت گویی به صاحبان عزا از این سنخ است.
از بهترین آداب مجالس عزا هدیه اعمال نیک از قبیل قرائت قرآن، ذکر صلوات، دعا و طلب رحمت و مغفرت و گریستن بر مصائب اهل بیت(ع)، برای روح متوفی است. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید
2- یاد مرگ و قیامت و عبرت گیری:
یاد مرگ

گذر به قبرستان و شرکت در مراسم عزاداری، باید انسان را به یاد خدا و قیامت انداخته و مایه عبرت شده ،او را از دلبستگی به دنیا بازدارد. به همین دلیل است که توصیه هایی از پیشوایان دینی وجود دارد مبنی بر این که اگر انسان میان شرکت در مراسم ختم و یا یک مهمانی مردد باشد و چاره ای جز حضور در یکی از آن دو را نداشته باشد، بهتر است مورد اول را انتخاب کند؛ زیرا مجلس ختم، یادآور آخرت است، اما مهمانی ها، به جلوه های دنیا می پردازند.[6]

3- هدیه اعمال نیک برای روح متوفی:

از بهترین آداب مجالس عزا هدیه اعمال نیک از قبیل قرائت قرآن، ذکر صلوات، دعا و طلب رحمت و مغفرت و گریستن بر مصائب اهل بیت(ع)، برای روح متوفی است. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید.»[7]
[7]. یزدی، شیخ حسن بن علی، انوار الهدایة، ص 115، چاپخانه نعمان، نجف
منبع : اسلام پدیا

اشعار مادر جدید

#پدر

مداحی مجالس ترحیم
و—————————————
#مادر
—————————————–
دلی دارم پر از فریاد باشد.
زعُجب وکینه ها آزاد باشد.
دل تنگم ز خوبان یاد کرده.
به حمدی روحشان راشادکرده.
دلم تنگ پدر مادر شد امروز.
به یاد شادی ولبخند دیروز.

دلم تنگ محبتهایشان شد.
محبتهای بی پایانشان شد.
دلم دل نیست خود غفلت سرائیست.
نمیداند پدرمادر چرا نیست.
گرفتار دلم آخر چه سازم.
زدل تنگی دل آخر چه سازم.
پس از مرگ پدر مادر رسیدم.
به آنجایی که بایدمی رسیدم.
دلم کرده هوای خوی آنها.

کجا باید بجویم روی آنها.
نمیداند دلم کانها کجایند.
کنارم نیستند آیا نیایند.
دلم آغوش گرمشان بخواهد.
نمیداند دگر باید نخواهد.
اگر پرسد دلم آنها کجایند.
به او گویم دگر آنها نیایند.
پدر مادر زپیش ما برفتند .
برفتند وبه زیر خاک خفتند.

برفتند وولی شِکوه نکردند.
زبد عهدی ولی شکوه نکردند.
برفتندو وفا با خویش بردند.
محبت با صفا با خویش بردند.
برفتند و دلم را غصه دادند.
مرا زان پس به حال خود نهادند.
بود چندی دلم که غصه دار است.
همیشه غصه داروبی قرار است.
از این پس تا بگوید وای برمن.
کنار قبرشان او را برم من.
کنار قبرشان آرامشی هست.
زآنان هر زمانم خواهشی هست.
دعای روز شب خواهم زآنها.
اَمانٌ مِنْ عَذابْ خواهم زآنها.
بگویم کاین(غلام)محزون وزار است.
شفاعت خواهد او در انتظار است.
—————————————–
غلامرضانوترکی همدانی
___________________________‍ ‌‌‌‌‌

خداوندا مرا داد از جدایی

نصیبم کن تو فیض آشنایی

بده نوری روان خسته ام را

صفایی ده دل بشکسته ام را

الهی ای رفیق بینوایان

الهی ای طبیب درد مندان

الهی روح و جانم خسته گشته

در رحمت به رویم بسته گشته

الهی بینوایم ؛مستمندم

فقیر و بینوا و درد مندم

الهی بین که من بشکسته بالم

ترحم کن خداوندا به حالم

نوازش کن به لبیکی دل من

تو بنما عشق خود را حاصل من

بسوی تو پناه آورده ام من

کتابی پر گناه آورده ام من

……………………………….

 

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست

گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو

کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست

کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند

اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی

گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران

تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب

کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند

……………………………………………

اشعار جوان جدید

چهل حدیث «جوان»

قرآن کريم :

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيكَ نَبَاَهُمْ بِالْحَقِّ اِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً؛

[سوره كهف، آيه ۱۳]

ما خبر آنان (اصحاب كهف) را بر تو درست حكايت مى كنيم، آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و ما بر هدايتشان افزوديم.

۱امام صادق عليه السلام: عَلَيكَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى كُلِّ خَيرٍ ؛

 

جوانان را درياب، زيرا كه آنان سريع تر به كارهاى خير روى مى آورند. [كافى، ج ۸، ص ۹۳، ح ۶۶]

۲امام على عليه السلام: فى وَصِيَّتِهِ لاِبْنِهِ الحَسَنِ عليه السلام اِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ كَالاَْرضِ الخاليَةِ ما اُ لْقىَفيها مِنْ شَىْ ءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرتُكَ بِالاَْدَبِ قَبْلَ اَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَيَشْتَغِلَ لُبُّكَ ؛

در وصيّت به فرزندش امام حسن عليه السلام: دل جوان ، مانند زمين كشت ناشده است .آنچه در آن افكنده شود، مى پذيرد . از اين رو ، پيش از آن كه دلت سخت گردد و خِرَدَتسرگرم شود ، به تربيت تو همت گماشتم . [نهج البلاغة ، از نامه ۳۱]

۳پيامبر صلي الله عليه و آله: اوصيكُمْ بِالشُّبّانِ خَيْرا فَاِنَّهُمْ اَرَقُّ اَفـْئِدَةً اِنَّ اللّه َ بَعَثَنى بَشيرا وَ نَذيرافَحالَـفَنِى الشُّبّانُ وَ خالَفَنِى الشُّيوخُ، ثُمَّ قَرَاَ «فَطالَ عَلَيْهِمُ الاَْمَدُ فَقَسَتْ قُلوبُهُمْ»؛

شما را به نيكى با جوانان سفارش مى كنم، چرا كه آنان، دل هاى رقيق ترى دارند، بهراستى كه خداوند، مرا بشارت دهنده و هشدار دهنده برانگيخت، جوانان با من همپيمان شدند و پيران با من به مخالفت برخاستند. آن گاه اين آيه را خواندند: «و عمر آنانبه درازا كشيد و دل هايشان سخت گرديد». [سفينة البحار، ج ۲، ص ۱۷۶]

۴پيامبر صلي الله عليه و آله: مَنْ تَعَلَّمَ فى شَبابِهِ كانَ بِمَنْزِلَةِ الْوَشْمِ فِى الْحَجَرِ وَ مَن تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبيرٌكانَ بِمَنْزِلَةِ الْكِتابِ عَلى وَجْهِ الْماءِ ؛

هر كس در جوانى اش بياموزد ، آموخته اش مانند نقش بر سنگ است و هر كس دربزرگ سالى بياموزد، مانند نوشتن بر روى آب است . [نوادر راوندى ، ص ۱۳۲، ح ۱۶۹]

۵امام باقر عليه السلام: كانَ اَبى زَيْنُ الْعابِدينَ عليه السلام اِذا نَظَرَ اِلَى الشَّبابِ الَّذينَ يَطْـلُبونَ الْعِلْمَاَدْناهُمْ اِلَيْهِ وَ قالَ : مَرحَبا بِكُمْ اَ نْتُمْ وَدائِعُ الْعِلْمِ وَ يوشِكُ اِذْ اَ نْتُمْ صِغارُ قَوْمٍ اَنْ تَـكونواكِبارَ آخَرينَ ؛

پدرم [امام] زين العابدين عليه السلام ، هر گاه به جوانانى كه دانش مى اندوختند ، مى نگريست ،آنان را به خود نزديك مى كرد و مى فرمود : آفرين بر شما كه امانت هاى [مردم براىآموختن ]دانشيد و به زودى شما كم سالان جامعه ، بزرگان جامعه اى ديگر مى شويد . [الدرالنظيم فى مناقب الائمه اللهاميم ، ص ۵۸۷]

۶پيامبر صلي الله عليه و آله: يا عَلىُّ بادِر بِاَرْبَعٍ قَبْلَ اَرْبَعٍ : شَبابِكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتِكَ قَبْلَ سُقْمِكَوَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ ، وَ حَياتِكَ قَبْلَ مَوْتِكَ ؛

اى على! چهار چيز را پيش از چهار چيز درياب : جوانى ات را پيش از پيرى؛ وسلامتى ات را پيش از بيمارى؛ و ثروتت را پيش از فقر و زندگى ات را پيش از مرگ . [من لا يحضره الفقيه ، ج ۴، ص ۳۵۷،ح۵۷۶۲]

۷امام على عليه السلام: في قَولِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ «وَ لاَ تَنسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا» : لا تَنْسَ صِحَّتَكَوَ قُوَّتَكَ وَ فَراغَكَ وَ شَبابَكَ وَ نَشاطَكَ اَنْ تَطْلُبَ بِهَا الآْخِرَةَ ؛

درباره آيه سهم خود را از دنيا فراموش مكن : [يعنى] سلامتى ، توانايى ، فرصت ،جوانى و شادابى ات را فراموش مكن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آورى . [قصص ، آيه ۷۷ ؛ امالى صدوق ، ص ۲۹۹،ح ۳۳۶]

۸امام صادق عليه السلام: بادِروا اَحْداثَكُمْ بِالْحَديثِ قَبْلَ اَنْ تَسْبِقَكُمْ اِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ ؛

به آموختن حديث (معارف دينى) به جوانانتان ، پيش از آن كه منحرفين آنان راگمراه سازند، اقدام نماييد. [تهذيب الأحكام ، ج ۸ ، ص ۱۱۱، ح ۳۸۱]

۹امام على عليه السلام: لا تَقْسِروا اَوْلادَكُمْ عَلى آدابِكُم ، فَاِنَّهُمْ مَخْلوقونَ لِزَمانٍ غَيْرِ زَمانِكُم؛

آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمانشما آفريده شده اند . [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج۲۰،ص۲۶۷، ح۱۰۲]

۱۰امام على عليه السلام: يا مَعْشَرَ الْفِتْيانِ، حَصِّنوا اَعْراضَكُمْ بِالاَْدَبِ وَ دينَـكُمْ بِالْعِلْمِ؛

اى جوانان! آبرويتان را با ادب و دينتان را با دانش حفظ كنيد. [تاريخ يعقوبى ، ج ۲، ص ۲۱۰]

۱۱پيامبر صلي الله عليه و آله: اَلْمؤمِنُ الْقَوىُّ خَيْرٌ وَ اَحَبُّ اِلَى اللّه ِ مِنَ الْمُؤمِنِ الضَّعيفِ ؛

انسان با ايمان نيرومند، نزد خداوند بهتر و محبوب تر است از انسان با ايمان ناتوان. [صحيح مسلم ، ج ۸، ص ۵۶]

۱۲لقمان حكيم عليه السلام: يا بُنَىَّ لاتَعْدُ بَعْدَ تَقْوَى اللّه ِ مِنْ اَنْ تَتَّخِذَ صاحِبا صالِحا؛

فرزندم! بعد از تقواى الهى، از گرفتن دوستِ شايسته نگذر. [الاخوان ، ص ۱۱۰، ح ۲۵]

۱۳امام على عليه السلام: خَيْرُ اِخْوانِكَ مَنْ دَعاكَ اِلى صِدْقِ الْمَقالِ بِصِدْقِ مَقالِهِ وَ نَدَبَكَ اِلىاَفْضَلِ الاَْعْمالِ بِحُسْنِ اَعْمالِهِ؛

بهترين برادرانت (دوستانت)، كسى است كه با راستگويى اش تو را به راستگويىدعوت كند و با اعمال نيك خود، تو را به بهترين اعمال برانگيزد. [غررالحكم، ح ۵۰۲۲]

۱۴پيامبر صلي الله عليه و آله: مَنْ اَرادَ اللّه ُ بِهِ خَيْرا رَزَقَهُ اللّه ُ خَليلاً صالِحا؛

هر كس كه خداوند براى او خير بخواهد، دوستى شايسته نصيب وى خواهد نمود. [نهج الفصاحه، ح ۳۰۶۴]

۱۵پيامبر صلي الله عليه و آله: قالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّه ِ! ما حَقُّ ابْنى هذا؟ قالَ: تُحْسِنُ اسْمَهُ وَ اَدَبَهُوَ تَضَعُهُ مَوْضِعا حَسَنا؛

مردى به رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد: حق اين فرزند بر من چيست؟ پيامبر فرمودند: اسمخوب برايش انتخاب كنى، به خوبى او را تربيت نمايى و به كارى مناسب و پسنديده بگمارى. [عدّة الداعى، ص ۷۶]

۱۶امام على عليه السلام: اَوْلَى الاَْشْياءِ اَنْ يَتَعَلَّمَهَا الاَْحْداثُ، الاَْشْياءُ الَّتى اِذا صاروا رِجالاًاِحْتاجوا اِلَيْها؛

شايسته ترين چيزهايى كه جوانان بايد آنها را مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر ، چيزهايى هستند كه دربزرگسالى به آنها نياز دارند. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ۲۰،ص ۳۳۳، ح ۸۱۷]

۱۷پيامبر صلي الله عليه و آله: يَقولُ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ : اَلشّابُّ الْمُؤمِنُ بِقَدَرى الرّاضى بِكِتابى ، اَ لْقانِعُبِرِزْقى ، اَلتّارِكُ لِشَهْوَتِهِ مِنْ اَجلى هُوَ عِنْدى كَـبَعْضِ مَلائِكَتى ؛

خداوند عزّوجلّ مى فرمايد : جوان معتقد به قضا و قدرم، خشنود به آنچه برايشمقدر كرده ام ، قانع به روزى ام و رهاكننده هوا و هوس به خاطر من ، در نزد من ماننديكى از فرشتگان من است. [كنز العمّال ، ح ۴۳۱۰۷]

۱۸پيامبر صلي الله عليه و آله: ما مِنْ شابٍ تَزَوَّجَ فى حَداثَةِ سِنِّهِ اِلاّ عَجَّ شَيْطانُهُ : يا وَيْلَهُ ، يا وَيْلَهُ!عَصَمَ مِنّى ثُلُـثَى دينِهِ ، فَلْيَتَّقِ اللّه َ الْعَبدُ فِى الثُّـلُثِ الْباقى ؛

هر جوانى كه در سن كم ازدواج كند ، شيطان فرياد بر مى آورد كه : واى برمن ، واى برمن! دو سوم دينش را از دستبرد من ، مصون نگه داشت . پس بنده بايد براى حفظ يكسومِ باقى مانده دينش ، تقواى الهى پيشه سازد . [نوادر راوندى ، ص ۱۱۲]

۱۹پيامبر صلي الله عليه و آله: يا مَعْشَرَ الشَّبابِ عَلَيْكُم بِالْباهِ فَاِنْ لَمْ تَسْتَطيعوهُ فَعَلَيْـكُمْ بِالصّيامِفَاِنَّهُ وِجاؤُهُ ؛

اى گروه جوانان! ازدواج كنيد . اگر نمى توانيد ، روزه بگيريد ، كه روزه مهارِ شهوت است . [كافى ، ج ۴، ص ۱۸۰، ح ۲]

۲۰امام على عليه السلام: اِذَ ا احْتَجْتَ اِلَى الْمَشْوَرَةِ فى اَمْرٍ قَدْ طَرَاَ عَلَيْكَ فَاسْتَبْدِهِ بِبِدايَةِالشُّبّانِ ، فَاِنَّهُمْ اَحَدُّ اَذْهانا وَ اَسْرَعُ حَدْسا ، ثُمَّ رُدَّهُ بَعْدَ ذالِكَ اِلى رَاْىِ الْكُهولِ وَ الشُيوخِلِيَسْتَعْقِبوهُ وَ يُحْسِنُوا الاِْخْتيارَ لَهُ ، فَاِنَّ تَجْرِبَتَهُمْ اَكْثَرُ ؛

هرگاه به مشورت نيازمند شدى ، نخست به جوانان مراجعه نما، زيرا آنان ذهنى تيزتر وحدسى سريع تر دارند . سپس (نتيجه) آن را به نظر ميان سالان و پيران برسان تا پيگيرىنموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب كنند، چرا كه تجربه آنان بيشتر است. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج ۲۰،ص ۳۳۷، ح ۸۶۶]

۲۱امام على عليه السلام: يَنْبَغى لِلْعاقِلِ اَنْ يَحْتَرِسَ مِنْ سُكْرِ الْمالِ وَ سُكْرِ الْقُدْرَةِ ، وَ سُكْرِ الْعِلْمِ ،وَ سُكْرِ الْمَدْحِ وَ سُكْرِ الشَّبابِ ، فَاِنَّ لِكُلِّ ذالِكَ رياحا خَبيثَةً تَسْلُبُ الْعَقْلَ وَ تَسْتَخِفُّ الْوَقارَ ؛

سزاوار است كه عاقل ، از مستى ثروت، قدرت ، دانش ، ستايش و مستى جوانى بپرهيزد،چرا كه هر يك را بادهاى پليدى است كه عقل را نابود مى كند و وقار و هيبت را كم مى نمايد . [غرر الحكم ، ح ۱۰۹۴۸]

۲۲امام صادق عليه السلام: اِعْلَمى اَنَّ الشّابَّ الْحَسَنَ الْخُلُقِ مِفْتاحٌ لِلْخَيْرِ ، مِغْلاقٌ لِلشَّرِّ وَ اِنَّالشّابَّ الشَّحيحَ الْخُلُقِ مِغْلاقٌ لِلْخَيْرِ مِفْتاحٌ لِلشَّرِّ ؛

بِدان كه جوانِ خوش اخلاق ، كليد خوبى ها و قفل بدى هاست مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر و جوانِ بداخلاق ، قفلخوبى ها و كليد بدى هاست . [امالى طوسى ، ص ۳۰۲، ح ۵۹۸]

۲۳پيامبر صلي الله عليه و آله: كانَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله جالِساً مَعَ اَصْحابِهِ ذاتَ يَوْمٍ فَنَظَر اِلى شابٍّ ذىجَلَدٍ وَ قُوَّةٍ قَدْ بَكَّرَ يَسْعى فَقالوا : وَيْحَ هذا لَوْ كانَ شَبابُهُ وَ جَلَدُهُ في سَبيلِ اللّه ِ تَعالى؟فَقالَ صلي الله عليه و آله لا تَقولوا هذا ، فَاِنَّهُ اِنْ كانَ يَسْعى عَلى نَفْسِهِ لِيَكُفَّها عَنِ الْمَسْاَ لَة وَ يُغْنيَها عَنِالنّاسِ فَهُوَ سَبيلِ اللّه ِ ، وَ اِنْ كانَ يَسْعى عَلى اَبَوَيْنِ ضَعيفَيْنِ اَوْ ذُرّيَّةٍ ضِعافٍ لِيُغْنيَهُمْوَ يَـكْفيَهُمْ فَهُوَ فى سَبيلِ اللّه ِ و اِنْ كانَ يَسْعى تَفاخُرا وَتَـكاثُرا فَهُوَ فى سَبيلِ الشَّيطانِ ؛

روزى پيامبر صلي الله عليه و آله ، در ميان ياران خود نشسته بودند . چشمشان به جوانى چالاك ونيرومند افتاد كه از صبحگاهان ، تلاش مى كرد . ياران گفتند : واى بر او! چه مى شد اگرجوانى و چالاكى اش در راه خدا بود؟ پيامبر صلي الله عليه و آلهفرمودند : چنين نگوييد . اگر او براى خودتلاش مى كند تا از مردم بى نياز شود و نزد آنان دست دراز نكند ، در راه خدا كار مى كند . اگر براى پدر و مادر ناتوان و يا فرزندان ناتوان خويش تلاش مى كند، مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر تا آنان را بى نيازو زندگى شان را اداره كند ، كار او در راه خداست، ولى اگر براى ثروت اندوزى وفخر فروشى تلاش مى كند ، كار او در راه شيطان است . [المحجّة البيضاء ، ج ۳، ص ۱۴۰]

۲۴پيامبر صلي الله عليه و آله: وَلّى رَسولُ اللّه صلي الله عليه و آله عَتّابَ بْنَ اَسيدٍ وَ عُمُرُهُ اِحدى وَ عِشْرونَ سَنَةً اَمْرَمَكَّةَ وَ اَمَرَهُ صلي الله عليه و آله اَنْ يُصَلّى بِالنّاسِ وَ هُوَ اَوَّلُ اَميرٍ صَلّى بِمَكَّةَ بَعْدَ الْفَتْحِ جَماعَةً .۱ثَمّ اِلْتَفَتْ صلي الله عليه و آله لَهُ قائلاً:يا عَتّابُ! تَدْرى عَلى مَنْ اِسْتَعَمَلْتُكَ؟! اِسْتَعْمَلْتُكَ عَلى اَهْلِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ ، ولَو اَعْلَمُلَهُمْ خَيْرا مِنْكَ اِسْتَعْمَلْتُهُ عَلَيْهِم .۲وَ كَـتَبَ اِلى اَهْلِ مَكَّةَ: لا يَحْتَجَّ مُحْتَجُّ مِنْكُمْ فى مُخالَـفَتِهِ بِصِغَرِ سِنِّهِ فَلَيْسَ الاَْكبَرُهُوَ الاَْفْضَلَ ، بَلِ الاَْفْضَلُ هُوَ الاَْكْبَرُ ؛۳

رسول خدا صلي الله عليه و آله ، عتّاب بن اَسيد را ـ كه جوانى ۲۱ ساله بود، به فرماندارى مكّه منصوبكردند و به او فرمان دادند كه امامتِ جماعت [و جمعه] مردم را نيز به عهده بگيرد و اونخستين فرماندار بعد از فتح مكه بود كه در اين شهر، نماز جماعت [و جمعه ]برگزار كرد.رسول خدا صلي الله عليه و آله ، سپس به او رو كردند و فرمودند: اى عَتّاب! مى دانى تو را بر چهكسانى فرماندار كرده ام؟ تو را بر مردم شهر خداى عزّوجلّ فرماندار كرده ام و البته اگركسى بهتر از تو سراغ داشتم، او را فرماندار آنان قرار مى دادم.مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر  آن حضرت، سپس به اهلمكّه نوشتند: مبادا كسى در نافرمانى از او، به كم سِن بودنش استدلال كند، چرا كهبزرگ تر، شايسته تر نيست ، بلكه شايسته تر ، بزرگ تر است . [السيرة الحلبية ، ج ۳، ص ۵۹ ؛ اسد الغابة ، ج ۳، ص ۵۴۹ ؛ بحار الأنوار ، ج ۲۱، ص ۱۲۳، ح ۲۰]

۲۵امام صادق عليه السلام: لَسْتُ اُحِبُّ اَنْ اَرَى الشّابَّ مِنْـكُمْ اِلاّ غادياً فى حالَيْنِ : اِمّا عالِماً اَوْمُتَعَلِّما ، فَاِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَرَّطَ ، فَاِنْ فَرَّطَ ضَيَّعَ ، وَ اِنْ ضَيَّعَ اَثِمَ ، وَ اِنْ اَثِمَ سَـكَنَ النّارَ وَ الَّذىبَعَثَ مُحَمَّدا بِالْحَقِّ ؛

دوست ندارم جوانانِ شما را جز در دو حالت ببينم : دانشمند يا دانش اندوز . اگرجوانى چنين نكند ، كوتاهى كرده و اگر كوتاهى كرد ، تباه ساخته و اگر تباه ساخت ، گناهكرده است و اگر گناه كند ، سوگند به آن كس كه محمّد صلي الله عليه و آله را به حق برانگيخت ،دوزخ نشين خواهد شد . [امالى طوسى ، ص ۳۰۳، ح ۶۰۴]

۲۶امام صادق عليه السلام: مَنْ قَرَاَ الْقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِخْتَلَطَ الْقُرآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُاللّه ُ عَزَّوَجَلَّ مَعَ الْسَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ ، وَ كانَ الْقُرآنُ حَجيزا عَنْهُ يَوْمَ الْقيامَةِ ؛

هر جوان مؤمنى كه در جوانى قرآن تلاوت كند ، قرآن با گوشت و خونش مى آميزد وخداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نيك قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روزقيامت ، خواهد بود . [كافى ، ج ۲، ص ۶۰۳ ، ح ۴]

۲۷امام على عليه السلام: مُرُوا الاَحْداثَ بِالْمِراءِ وَ الْجِدالِ وَ الْـكُهولَ بِالْفِكَرِ وَ الشُّيوخَ بِالصَّمْتِ ؛

جوانان را به مباحثه و مناظره ، و ميان سالان را به انديشيدن ، و پيران را به سكوت ،فرمان دهيد . [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج ۲۰،ص ۲۸۵، ح ۲۶۰]

۲۸امام على عليه السلام: اَرْبَعَةُ اَشْياءَ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاّ اَرْبَعَةٌ : اَلشَّبابُ لا يَعْرِفُ قَدْرَهُ اِلاَّالشُّيوخُ وَالْعافيَةُ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاّ اَهْلُ الْبَلاءِ وَ الصِّحَةُ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاَّ الْمَرضىوَ الْحَياةُ لا يَعْرِفُ قَدْرَها اِلاَّ الْمَوْتى ؛

ارزش چهار چيز را جز چهار گروه نمى شناسند : جوانى را جز پيران، آسايش را جزگرفتاران، سلامتى را جز بيماران و زندگى را جز مردگان . [مواعظ العدديّه ، ص ۲۷۵]

۲۹امام على عليه السلام: اَصْحابُ الْمَهْدىِّ شَبابٌ لا كُهولٌ فيهِم اِلاّ مِثْلَ كُحْلِ الْعَيْنِ وَ الْمِلحِ فِىالزّادِ وَ اَقَلُّ الزّادِ الْمِلْحُ؛

ياران مهدى(عج) جوان اند و كهن سالان در ميان آنان كم اند ، مانند سُرمه در چشم ونمك در زاد و توشه ، كه كمترين قسمت توشه ، نمك است . [الغيبة طوسى ، ص ۴۷۶، ح ۵۰۱]

۳۰پيامبر صلي الله عليه و آله: خَيْرُ شَبابِكُمْ مَنْ تَزَيّا بِزِىِّ كُهولِكُمْ وَ شَرُّ كُهولِكُمْ مَنْ تَزَيّا بِزِىِّ شَبابِكُمْ ؛

بهترين جوانانِ شما آنان اند كه خود را به سبك بزرگسالان بيارايند و بدترينبزرگسالان ، كسانى اند كه خود را شبيه جوانان كنند . [اِرشاد القلوب ، ص ۴۱]

۳۱پيامبر صلي الله عليه و آله: مَنْ اَحْسَنَ عِبادَةَ اللّه ِ فى شَبيبَتِهِ ، لَقّاهُ اللّه ُ الْحِكمَةَ عِنْدَ شَيْبَتِهِ ، قالَ اللّه ُتَعالى : «وَ لَمَّا بَلَغَ اَشُدَّهُ وَاسْتَوى ءَآتَيْناهُ حُكْما وَ عِلْما» ثُمَّ قالَ تَعالى : «وَ كَذالِكَ نَجْزِىالْمُحْسِنينَ» ؛

هر كس كه در جوانى خوب بندگى خدا كند ، خداوند در پيرى به او حكمت مى آموزد .خداى متعال مى فرمايد : «و چون به رشد و كمال خويش رسيد ، به او حكمت و دانشعطا كرديم» و در ادامه آيه مى فرمايد : «و نيكوكاران را چنين پاداش مى دهيم» . [قصص، آيه ۱۴؛ أعلام الدين ، ص ۲۹۶]

۳۲امام صادق عليه السلام: اِجْتَهَدْتُ فِى الْعِبادَةِ وَ اَ نَا شابٌّ ، فَقالَ لى اَبى : يا بُنَىَّ دونَ ما اَراكَتَصْنَعُ ، فَاِنَّ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ اِذا اَحَبَّ عَبْداً رَضىَ عَنْهُ بِالْيَسيرِ ؛

در جوانى زياد عبادت مى كردم . پدرم به من فرمود : فرزندم! كمتر عبادت كن، زيراخداوند عزوجل ، اگر بنده اى را دوست بدارد ، با عبادت كم هم از او خشنود مى گردد مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر. [كافى ، ج ۲، ص ۸۷ ، ح ۵]

۳۳پيامبر صلي الله عليه و آله: لِيَتَزَوَّدِ الْعَبْدُ مِنْ دُنْياهُ لآِخِرَتِهِ ، وَ مِنْ حَياتِهِ لِمَوْتِهِ وَ مِنْ شَبابِهِ لِهَرَمِهِ ،فَاِنَّ الدُّنْيا خُلِقَتْ لَكُمْ وَ اَ نْتُمْ خُلِقْتُمْ لِلآْخِرَةِ ؛

انسان بايد براى آخرتش از دنيا ، براى مرگش از زندگى و براى پيرى اش از جوانى ،توشه برگيرد ، چرا كه دنيا براى شما آفريده شده و شما براى آخرت آفريده شده ايد . [تنبيه الخواطر ، ج ۱، ص ۱۳۱]

۳۴پيامبر صلي الله عليه و آله: اَوْسِعوا لِلشَّبابِ فِى الْمَجْلِسِ وَ اَفْهِموهُمُ الْحَديثَ فَاِنَّهُمُ الْخُلوفُ وَ اَهْلُالْحَديثِ؛

براى جوانان در مجالس جاى باز كنيد، و امور نو و جديد را به آنان تفهيم كنيد، چراكه اين گروه جايگزين شما و درگير مسائل جديد خواهند شد. [الفردوس ، ج ۱، ص ۹۸، ح ۳۲۰]

۳۵پيامبر صلي الله عليه و آله: اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَ لكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ ؛

توبه زيباست، ولى از جوان زيباتر . [كنز العمّال ، ح ۴۳۵۴۲]

۳۶امام سجاد عليه السلام: مَرَّ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله بِقَومٍ يَرْفَعونَ حَجَرا فَقالَ : ما هذا ؟ قالوا : نَعْرِفُبِذاكَ اَشَدَّنا وَ اَقْوانا . فَقالَ صلي الله عليه و آله : اَلا اُخْبِرُ كُمْ بِاَشَدِّكُمْ وَ اَقْواكُمْ ؟ قالوا : بَلى ، يا رَسولَ اللّه ِ .قالَ : اَشَدُّ كُمْ وَ اَقْواكُمُ الَّذى اِذا رَضىَ لَمْ يُدْخِلْهُ رِضاهُ فى اِثْمٍ وَ لا باطِلٍ وَ اِذا سَخِط لَمْيُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَولِ الْحَقِّ وَ اِذا قَدَرَ لَمْ يَتَعاطَ مالَيْسَ لَه بِحَقٍّ ؛

پيامبر صلي الله عليه و آله بر گروهى گذشتند كه سنگى را بلند مى كردند . فرمودند : اين چه كارىاست؟ گفتند : با اين كار ، نيرومندترين و محكم ترينِ خود را مى شناسيم . فرمودند : آيابه شما خبر دهم كه محكم ترين و قوى ترينِ شما كيست؟ گفتند : بلى اى پيامبر خدا !فرمودند : محكم ترين و قوى ترين شما ، كسى است مجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر كه هر گاه خشنود شود ،خشنودى اش او را به گناه و باطل نكشاند ، و هر گاه خشمگين شود ، خشمش او را ازسخن حق ، بيرون نبرد ، و هر گاه به قدرت رسيد ، آنچه برايش حق نيست، دست نزند . [معانى الأخبار ، ص ۳۶۶]

۳۷امام على عليه السلام: اِذا عاتَبْتَ الْحَدَثَ فَاتْرُك لَهُ مَوْضِعا مِنْ ذَ نْبِهِ لِئَلاّ يَحْمِلَهُ الاِْخراجُ عَلَىالْمُكابَرَةِ ؛

هرگاه جوان را توبيخ كردى ، برخى خطاهاى او را ناديده بگير، تا توبيخ تو، او را بهمقابله وادار نسازد. [شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج ۲۰،ص ۳۳۳، ح ۸۱۹]

۳۸پيامبر صلي الله عليه و آله: يا مَعْشَرَ شَبابِ قُرَيشٍ اِحْفَظوا فُروجَـكُم ، اَلا مَنْ حَفِظَ فَرْجَهُ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛

اى جوانان قريش! پاك دامنى پيشه كنيد . بدانيد هر كس خود را در برابر شهوتحفظ كند ، بهشت از آنِ اوست . [المعجم الأوسط ، ج ۷، ص ۶۱]

۳۹پيامبر صلي الله عليه و آله: لا تَزولُ قَدَما عَبْدٍ يَوْمَ الْقيامَةِ حَتّى يُسْاَ لَ عَنْ اَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فيما اَفْناهُوَ عَنْ شَبابِهِ فيما اَبْلاهُ وَ عَنْ مالِهِ مِنْ اَيْنَ اَ كْتَسَبَهُ وَ فيما اَ نْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنا اَهْلَ الْبَيْتِ ؛

انسان ، در روز قيامت ، قدم از قدم برنمى دارد ، مگر آن كه از چهار چيزمجلس ترحیم مداح مجالس ترحیم در اصفهان اشعار پدر اشعار مادر  پرسيدهمى شود : از عمرش كه چگونه گذرانده است ، از جوانى اش كه چگونه سپرى كرده ، از ثروتشكه از كجا به دست آورده و چگونه خرج كرده است و از دوستى ما اهل بيت [پيامبر صلي الله عليه و آله] . [خصال ، ص ۲۵۳، ح ۱۲۵]

۴۰پيامبر صلي الله عليه و آله: لا تَمَنَّوا هَلاكَ شَبابِكُمْ وَ اِنْ كانَ فيهِمْ غَرامٌ ، فَاِنَّهُمْ عَلى ما كانَ فيهِمْعَلى خِلالٍ ، اِمّا اَنْ يَتوبوا فَيَـتوبَ اللّه ُ عَلَيْهِم ، وَ اِمّا اَنْ تُرديَهُمُ الآْفاتُ ، اِمّا عَدُوّافَيُقاتِلوهُ ، وَ اِمّا حَريقا فَيُطْفِئوهُ وَ اِمّا ماءً فَيَسُدُّوهُ ؛

نابودى جوانانتان را آرزو نكنيد ، گرچه بدى هاى بسيار در آنان باشد، زيرا آنان با آنبدى ها چند دسته اند : يا توبه مى كنند و خداوند هم توبه آنان را مى پذيرد و يا اين كهآفت ها ، آنان را از پاى درمى آورد و يا با دشمنى مى جنگند، يا آتش سوزى را، خاموشمى نمايند و يا سيلى را سد مى كنند. [حلية الأولياء ، ج ۵، ص ۱۱۹]

اشعار پدر جدید

برخی از آداب مجالس ختم

مجلس ترحیماخبار مرتبط :

  • تاریخ انتشار : دوشنبه 19 / 09 / 2011
  • مشاهده : 41
  • سایر خبرهای : دین و اندیشه
  • RSS
  • اشتراک گذاری:

برخی از آداب مجالس ختم

سنت های نادرستی در حاشیه مراسم عزاداری و ختم شکل گرفته است که وظیفه افراد با ایمان است در برطرف کردن آنها بکوشند. از آن جمله مرسوم است مردم برای مراسم ختم و هفتم و چهلم تابلو و تاج گل هایی تهیه می کنند و برای صاحبان عزا می آورند. یا آن که صاحبان عزا […]

سنت های نادرستی در حاشیه مراسم عزاداری و ختم شکل گرفته است که وظیفه افراد با ایمان است در برطرف کردن آنها بکوشند. از آن جمله مرسوم است مردم برای مراسم ختم و هفتم و چهلم تابلو و تاج گل هایی تهیه می کنند و برای صاحبان عزا می آورند. یا آن که صاحبان عزا حتماً باید غذا تهیه نموده و از مهمانان پذیرایی نمایند و… .

تجملات

توجه به این نکته ضروری است که یکی از حکمت های شرکت در مراسم عزاداری آن است که انسان را به یاد خدا و قیامت انداخته و او را از دلبستگی به دنیا بازدارد، حال اگر مراسم ختم، مانند مهمانی باشکوهی برگزار شود که در آن غذاهای رنگارنگ تهیه شده و در اختیار مهمانانی قرار گیرد که خود را آن چنان آراسته اند که گویا به جشنی پا می گذارند، آیا می توان آن را یادآور آخرت دانست؟ و آیا اساساً سزاوار است که مراسم ختم، به همراه پذیرایی باشد؟!

”امام صادق (ع) در مجلس گروهی عزادار وارد شده و خطاب به آنان اظهار داشتند: پروردگار، مصیبت وارد شده بر شما را جبران فرموده، به جبران صبر و تحملتان پاداش خوبی به شما داده و شخص متوفی را نیز در سایه رحمت خویش قرار دهد. سپس از مجلس خارج شدند.”‌[1]

این روایت نشانگر آن است که باید مراسم را به سادگی برگزار کرده و آشنایان و دوستان به ابراز همدردی بسنده کرده و اگر به دلایلی چون برگرداندن آرامش روحی آنها، تصمیم به حضور بیشتر در کنار آنان دارند، نباید به خانواده مصیبت دیده این اجازه را بدهند که برای پذیرایی از آنها دچار تکلف و دردسر شوند، بلکه باید تلاش کنند که در این مدت، این خانواده ها حتی دغدغه خورد و خوراک خویش را نیز نداشته باشند! امام صادق (ع) می فرماید: ”غذا خوردن نزد مصیبت دیدگان از رفتار و کردار زمان جاهلیت است و سنت اسلامی آن است که غذای آنان از سوی دیگران فراهم شود، همان گونه که پیامبر(ص) در مورد جعفر بن ابی طالب، چنین رفتاری را در پیش گرفت”‌.[2]
در بسیاری از موارد، در این رفتارهای تجملاتی بیش از آن که به تسلای خاطر صاحبان مصیبت اندیشیده شود، گویا موقعیتی به دست آمده که برخی افراد، ثروت، هنر، مقام و … خویش را در معرض تماشای آنها و دیگران گذاشته و از آن لذت ببرند. طبیعی است که چنین رفتاری مورد تأیید دین مقدس اسلام نیست
اکنون باید قضاوت کنیم که رفتار امروز جامعه ما منطبق با سنت های اسلامی است و یا سنت های جاهلیت؟!

ما متأسفانه در بیشتر موارد به این سنت اسلامی عمل نکرده و به جای آن که باری از دوش مصیبت دیدگان برداریم، سربار آنها شده و هزینه های سرسام آوری را بر دوششان تحمیل می کنیم و حتی اگر آنان مشکلی از لحاظ مالی نداشته باشند، دغدغه فکری چگونگی پذیرایی از مهمانان خوانده و ناخوانده، آنان را رنج خواهد داد.

در مقابل، خود نیز متحمل هزینه هایی چون خریدن تاج گل های گران قیمت، اعلام تسلیت در قالب تابلوها، اوراق تبلیغاتی و …. می شویم که نه سودی به متوفی خواهد رساند و نه به خانواده آنها، بلکه موجب آزار و شرمندگی افرادی خواهد شد که توانایی مالی انجام چنین هزینه هایی را نداشته و با این وجود، قصد اعلام همدردی با مصیبت دیدگان را دارند!

در بسیاری از موارد، در این رفتارهای تجملاتی بیش از آن که به تسلای خاطر صاحبان مصیبت اندیشیده شود، گویا موقعیتی به دست آمده که برخی افراد، ثروت، هنر، مقام و … خویش را در معرض تماشای آنها و دیگران گذاشته و از آن لذت ببرند. طبیعی است که چنین رفتاری مورد تأیید دین مقدس اسلام نیست.

نتیجه آن که شرکت ما در مراسم ختم، باید دست کم سه نتیجه مثبت به دنبال داشته باشد که یکی از آنها آرامش دادن به مصیبت دیدگان و دیگری عبرت گرفتن خویش و دل نبستن به دنیای فانی و سوم هم موجب بالا رفتن درجه متوفی است و هر چه که در این راستا نباشد، نمی تواند رفتاری مثبت به شمار آید.

البته تذکر این نکته نیز مفید است که آنچه در مورد لزوم تغییر عرف موجود گفته شد، هدفی آرمانی است که باید به دنبال آن باشیم و گرنه ممکن است در شرایط خاصی و از باب اهم و مهم، رفتار بر اساس سنت های موجود فعلی ایرادی نداشته باشد. به عنوان نمونه، گرچه غذا خوردن نزد مصیبت دیدگان، رفتاری بازمانده از زمان جاهلیت است، اما اگر ترک مجلس، توهینی به صاحبان عزا تلقی شده و یا موجب رنجش خاطری شود که هدف اولیه ما از تسلای خاطر به آنان را زیر سؤال می برد، ایرادی نخواهد داشت که در این مورد خاص، رضایت خاطر آنان را جلب کنیم.

تهیه تاج گل و تابلو نیز از همین موارد است و نمی توان به صورت کلی آن را تأیید کرد، به ویژه اگر ناشی از فخر فروشی، تکبر و …باشد، اما در برخی شرایط خاص که می توان آن را تشخیص داد، ممکن است اشکال شرعی نداشته و هزینه ای را که احیاناً به سازمانی خیریه و به نیت متوفی پرداخت می شود، حکم صدقه داشته و روحش از آن بهره مند شود، اما باید هدف گیری کلی ما به سمتی باشد که این سنت نادرست را از جامعه اسلامی خود محو نموده و سنت های مناسب تری را جایگزین نماییم.
بر خلاف آنچه برخی تصور می کنند، نیت الهی و خالص همواره با پنهان داشتن رفتار نیک به دست نمی آید، اگر چه در پاره ای از عبادات فردی و ارتباطات معنوی با خداوند، خلوت کردن با حضرت دوست، آثار بهتری برای بنده دارد، اما در بخشی از عبادات اجتماعی، آشکار کردن عمل، ثواب بیشتری داشته و برخی از اعمال، اساساً نمی توانند به صورت مخفیانه انجام شوندکه شرکت در مراسم عزاداری و تسلیت گویی به صاحبان عزا از این سنخ است
آداب مجالس عزاداری

مجالس عزاداری اموات و مردگان دارای آدابی است که در ذیل به آنها اشاره می شود:
1- نشان دادن خود به صاحبان عزا در مراسم عزاداری:

یکی از رفتارهای اجتماعی که از طرف اسلام، تأکید فراوانی بر آن شده و به نوعی در زمره عبادات قرار گرفته است، تسلیت گفتن به صاحبان عزا است که یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده اند. از پیامبر اسلام (ص) نقل است: ”هر که اندوهناکی را تسلیت گوید، خداوند در روز قیامت به او احترام کرده، لباس زیبایی را بر او خواهد پوشاند”‌.[3]

طبیعی است که هر چه تعداد تسلا دهندگان بیشتر باشد و هر چه دوستان و آشنایان بیشتری در مراسم ختم شرکت کنند، آرامش خاطر بیشتری نصیب مصیبت دیدگان خواهد شد؛ به همین دلیل، سزاوار است که انسان تنها به شرکت مخفیانه در مراسم ختم بسنده نکند، بلکه تلاش داشته باشد تا خود را به نحوی به صاحبان عزا نشان دهد و آنها را از همدردی خود آگاه کند. چنین رفتاری به دلیل آن که نوعی عبادت اجتماعی است، هیچ منافاتی با خلوص نیت نداشته و از مصادیق ریاکاری به شمار نمی آید، بلکه در روایات نیز بر آن تأکید شده است.

امام صادق (ع) در این باره می فرماید: ”التعزیة الواجبة بعد الدفن و قال کفاک من التعزیة أن یراک صاحب المصیبة”‌؛[4] تسلیت دادن به خانواده مردگان که واجبی دینی است،[5] باید بعد از دفن مرده انجام شود و کمترین مقدار تسلیت آن است که (در مجلسی حاضر شوی تا) صاحب عزا تو را ببیند.

بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که نشان دادن خود به صاحبان عزا را نمی توان خودنمایی منفی ارزیابی کرد.

بر خلاف آنچه برخی تصور می کنند، نیت الهی و خالص همواره با پنهان داشتن رفتار نیک به دست نمی آید، اگر چه در پاره ای از عبادات فردی و ارتباطات معنوی با خداوند، خلوت کردن با حضرت دوست، آثار بهتری برای بنده دارد، اما در بخشی از عبادات اجتماعی، آشکار کردن عمل، ثواب بیشتری داشته و برخی از اعمال، اساساً نمی توانند به صورت مخفیانه انجام شوندکه شرکت در مراسم عزاداری و تسلیت گویی به صاحبان عزا از این سنخ است.
از بهترین آداب مجالس عزا هدیه اعمال نیک از قبیل قرائت قرآن، ذکر صلوات، دعا و طلب رحمت و مغفرت و گریستن بر مصائب اهل بیت(ع)، برای روح متوفی است. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید
2- یاد مرگ و قیامت و عبرت گیری:
یاد مرگ

گذر به قبرستان و شرکت در مراسم عزاداری، باید انسان را به یاد خدا و قیامت انداخته و مایه عبرت شده ،او را از دلبستگی به دنیا بازدارد. به همین دلیل است که توصیه هایی از پیشوایان دینی وجود دارد مبنی بر این که اگر انسان میان شرکت در مراسم ختم و یا یک مهمانی مردد باشد و چاره ای جز حضور در یکی از آن دو را نداشته باشد، بهتر است مورد اول را انتخاب کند؛ زیرا مجلس ختم، یادآور آخرت است، اما مهمانی ها، به جلوه های دنیا می پردازند.[6]

3- هدیه اعمال نیک برای روح متوفی:

از بهترین آداب مجالس عزا هدیه اعمال نیک از قبیل قرائت قرآن، ذکر صلوات، دعا و طلب رحمت و مغفرت و گریستن بر مصائب اهل بیت(ع)، برای روح متوفی است. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: «مردگانتان را که در قبرها آرمیده اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانی هستند و به کارهای نیک شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام کاری را ندارند، شما صدقه و دعائی به آنها هدیه کنید.»[7]

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن